دردنـــــامه

زین آتش نهفته که در سینه من است، خورشید شعله‌ای است که در آسمان گرفت

دردنـــــامه

زین آتش نهفته که در سینه من است، خورشید شعله‌ای است که در آسمان گرفت

تنها ره سعادت
شهادت طلبی است

روحانی عثمانی اخوانی

پنجشنبه, ۱۱ مهر ۱۳۹۲، ۱۲:۱۰ ق.ظ

یا

نفرت ایدئولوژیک چند هزار ساله در برابر خصومت بیهوده چند ده ساله


درک دلیل خشونت بی‌اندازه سلفی‌های سنی همیشه برای ما سخت بوده است. این قوم که در حقارتی تاریخی ناشی از سلطه همه جانبه غرب گرفتار آمده به خاطر عدم مقبولیت ناشی از ضعف منطقی که در خود احساس می‌کند تنها راه رسیدن دوباره به عزت را قهر و غلبه می‌بیند. آن‌ها برای تاریخ غایت روشنی قائل نیستند و رسیدن به حکومتی شبیه حکومت زورمدار و غلبه‌گرای عثمانی برای‌شان نهایت تاریخ است. حکومتی که هر اختلاف فکری را با شمشیر و اسلحه حل می‌کند و در برابر دیگر مسلمانان شدید و در برابر اروپا از خود باخته است. به ذلت عجیب و غریب اردوغان - علی رغم آن همه ژست‌های انقلابی - در برابر اتحادیه اروپا (برای پیوستن به این اتحادیه) و در عین حال بی‌رحمی وصف‌ناپذیر آنان در برابر تشیع نگاه کنید. ذلتی که اتفاقاً در میان اهل سنت ترکیه طبیعی به نظر می‌رسد. این خشونت بی‌اندازه ناشی از تحقیر شدگی و در عین حال بی‌محتوایی و بی‌منطقی شدیدشان در توجیه غایت مورد نظرشان است؛ غایتی که تمام دنیا را سنی می‌خواهد.

طبیعی است که این آرمان به واسطه شدت پوچی‌اش نهایتاً در American Dream و پروژه جهانی شدن غرق خواهد شد. اردوغان و مرسی غرب‌گرای دوست اسرائیل و مردم منزجر از عثمانی‌گری اخوانی‌ها در مصر و ترکیه شاهدان خوبی بر این مدعا هستند. جالب اینجاست که این جنبش‌ها که می‌خواهند با زور اسلحه پیروز شوند با زور اسلحه هم ساکت و منقطع می‌شوند.

اما تشیع غایت مشخصی برای تاریخ قائل است و آن غلبه نهایی مستضعفین بر مستکبرین و حکومت صالحان است. دشمن اصلی ما اهل سنت یا حتی بودایی‌ها نیستند. ما با کسی جنگ مذهبی نداریم. ما با مستکبرین تاریخ جنگ داریم حتی اگر شیعه باشند. کسی مثل هوگو چاوز می‌تواند رهبری ارجمند و شایسته و بلکه بسیار بهتر از به ظاهر شیعیان نمازخوان و متشرع باشد. تاریخ یعنی جنگ میان عادل و ظالم، مستضعف و مستکبر. دلیل این‌که هزار و چهارصد سال است که برای حسین علیه السلام عزاداری می‌کنیم این است که او - به واسطه روح پاک و بزرگش - توانست نماینده همه مظلومیت‌های همیشگی جریان حق و عدالت در برابر جریان ظلم و جور باشد. وگرنه افرادی بوده‌اند که فجیع‌تر از ایشان کشته شدند یا در ظاهر مظلوم‌تر واقع شدند. هر گونه سکوت در برابر ظلم ظالمان و مظلومیت مستضعفان پشت پا زدن به رنج‌هایی است که تمام بشریت و از جمله رسول الله و خاندان طاهرینش برای برپایی حق متحمل شدند. بزرگ‌ترین خیانت این است که بغض و بدبینی نسبت به جریان ظلم در میان مردم کم‌رنگ بشود یا حتی خطر این جریان - که قصدی جز کشتن حسین‌های زمان ندارد - کم جلوه داده بشود.

حسن روحانی - و البته پدر معنوی و آقای بزرگ‌ترش هاشمی رفسنجانی - به امپراطوران عثمانی و اخوانی‌های مصری خیلی بیشتر شبیه هستند تا زمامداران شیعی. از نظر آن‌ها غایتی تاریخی به نام ظهور که در اثر براندازی حکومت‌های مستکبر واقع می‌شود معنی ندارد. تفسیر کردن واقعه عاشورا و علی الخصوص عزاداری هزار و چهارصد ساله برای آن در این دیدگاه ناممکن است و معتقدین به عاشورا «تئوریسین‌های خشونت» هستند. چون حق و باطلی در جهان وجود ندارد تشخیص دادن حق بین امام حسین و یزید کار سختی است و نباید به آن ورود کرد! به طور خلاصه طرفداری از حق یک کار فاشیستی است. (قوچانی در سر مقاله 30امین شماره مهرنامه با نام برخاستن چپ از دنده راست). هر کسی که حاضر باشد برای حق جان بدهد یک تروریست و فاشیست است. همان طور که عدالت و جبهه جهانی و تاریخی مستضعفین برای اهل سنت اهمیتی ندارد برای دولت اعتدال نیز دارای اهمیت نیست و درست مثل ترکیه - مطابق تصریح حسن روحانی پیش از انتخابات - عضویت در جامعه جهانی و توسعه اقتصادی به دور از تنش‌های آرمان‌گرایانه هدف اصلی است.

جملات خود روحانی در این باره - آن هم در سال ۸۸ - گویاتر است: «آیا ما حاضریم در مقاطعی، سیاست خارجی را هزینه پیشرفت و توسعه کنیم یا نه؟ اینکه می‌گوییم استراتژی ملی ما توسعه است و یا در چشم‌انداز به توسعه تأکید می‌کنیم، آیا حاضریم برای این توسعه، سوبسیدی هم پرداخت کنیم؟ تا کنون همیشه از جیب اقتصاد کشور، برای سیاست خارجی هزینه کرده‌ایم. آیا می‌توان جهت را عوض کرد و برای رسیدن به توسعه، مقداری هم از جیب سیاست خارجی خرج کرد؟»(منبع: کتاب، اندیشه های سیاسی اسلام، حسن روحانی، انتشارات کمیل، جلد دوم ص 52)

نه اخوانی ها و نه کارگزارانی ها خشمی مکتبی از امریکا ندارند وگرنه مذاکره با امریکا برای ما خط قرمز نیست بلکه کم کردن نفرت ایدئولوژیک و حق‌مدارانه ما از امریکا و کرنش کردن و نادیده گرفتن جنایات او و نیت شومی که در سر دارد خط قرمز ماست (به سخنان دیروز حسن روحانی در لزوم طی شدن مسیر طولانی اعتماد سازی با امریکا توجه کنید +). رسیدن به یک راه حل واقعی - اگر اصلاً چنین چیزی وجود داشته باشد - بدون خوش و بش کردن رؤسای جمهور دو کشور یا لبخندهای از بناگوش در رفته هم ممکن است. ما از این رفتارها چیزی جز اعلام عدم دشمنی با جنایت‌کاری‌های امریکا در منطقه و جهان برداشت نمی‌کنیم.


پی‌نوشت:

1- منتظر خشونت شدید روحانی علیه مخالفان - به سبک برادران اخوانی‌اش - هستیم. همچنان که دیدیم او از اولین اعتراض به خود چنان رنجید که دست به تهدید معترضین زد و آن‌ها را از برخورد نیروهای امنیتی ترساند (+). خبرهای قطعی هم رسیده که می‌گوید در بعضی موارد شروع به پرونده‌سازی برای شرکت‌کنندگان در این تجمع کرده‌اند. هنوز محکومیت شدید زندان و شلاق برای طلاب معترض به سخنرانی هاشمی که سال‌ها پیش اتفاق افتاد از خاطرمان نرفته است. این در حالی است که عکس دکتر احمدی‌نژاد را در برابر او آتش زدند و حتی به محل سخنرانی او در دانشگاه امیرکبیر حمله بردند ولی در این رابطه هیچ کس دستگیر نشد.

2- خبر رسیده که آستان قدس تکبیر را از نماز جمعه حذف کرده. احتمالاً از رابطه قدیمی واعظ طبسی و هاشمی رفسنجانی مطلع هستید ولی اگر این خبر صحیح باشد «علی الاسلام السلام»!

3- سایت کمیته صیانت از منافع ایران sianat.org حرکت خوبی برای همگرا شدن معترضان به این روند است.

  • محمد مهدی میرزایی پور

نظرات  (۴)

نمیدانم چرا خوابند همه. بر گشتیم به سال 74
  • پوریزدان پرست
  • خدا بقلمت برکت بده اخوی

    دوست عزیزی در پیامی نامه ی رهبر به ریاست جمهوری را ذلالت نامه نامیده بودند،

    چگونه تفکر عدالت محور توانست در انتخابات شرکت کند و پیروز گردد

    احمدی نژاد در طول 8 سال چنان فریادی زد که صدایش تا چند ماه دیگر بلند خواهد شد!

    و این تازه شروع کار است!

    تفکر احمدی نژاد و مشایی ادامه ی راه انبیاست!

    احمدی نژاد یک اسطوره است ، یک فرمانده است اما حرکت در ایشان خلاصه نمی شود.

    حرکت در هیچ کس خلاصه نمی شود.

    حتی اگر امام زمان(عج) هم به شهادت برسند ما نباید خود را ببازیم و دست ازادامه ی  اهداف ایشان بر داریم

    انسان های باهوش کسانی هستند که هر تهدیدی را به فرصت تبدیل کنند نه آنکه با هر پیشامدی خود را ببازند و دست از اهداف بشویند.

    حق همیشه پیروز بوده است.

    باید یادآور شویم که مدیریت جبهه ی کفار با جبهه ی نفاق فرق بسیار دارد.

    اما تاکتیک برخورد با آنان چگونه باید باشد؟

    آیا می توان کسانی را که سالهاست برای مردم جانماز آب کشیده اند

    و خود را از یاران صدیق امام خمینی(ره) معرفی می کنند

    وخود را از پیشکسوتان در انقلاب و پیشقراولان در جبهه ی نبرد می خوانند

     ردای پیامبر بر تن می اندازند

     و تظاهر به تقوا می کنند

     و سخنان به ظاهر حکیمانه بر زبان می آورند

     و از متشابهات قرآن برای درستی ادعای خویش سوءاستفاده می کنند

     و در کل خدعه و نیرنگ می زنند ، آیا می توان با چند جمله اینان را در جامعه رسوا کرد؟

    حقا که نمی توان!

    پس راه مقابله با اینان چیست؟

    نکته ی مهم اینجاست که راه رسیدن به ظهور چیست؟

    آیا کنج عزلت گزیدن و دعای فرج خواندن است؟

    و یا تنها بسنده کردن به اعتراضات علیه وضع کنونی بشر می باشد؟

    و یا ...

    بهتر است پاسخ را از قطب ولایت جویا شویم

    به روزم

    زنده باد بهار

    درود بر بهار

    یاعلی یاحق

     

    خداوند را شکر می کنیم که ریشه دروغگویان به ظاهر حقوقدان را در زمان کوتاه و به سادگی می زند.

    یکی از همین ضربات خداوند . ادعای جناب راستگو در متهم کردن مخالفانش به آن بود که می خواهند مردم را به زور به جهنم ببرند و حال آن که در سخنرانی این جناب در روز گذشته دیدیم که به مخالفانش گفت :  به جهنم بروید  :  یعنی همان چیزی را که به دروغ مدعی بود مخالفانش انجام می دهند . خودش با زبان خودش اثبات کرد که خودش انجام می دهد !!!

     

    خدا را شکر که دشمنان حق را از نادانان برگزید !!!

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی