دردنـــــامه

زین آتش نهفته که در سینه من است، خورشید شعله‌ای است که در آسمان گرفت

دردنـــــامه

زین آتش نهفته که در سینه من است، خورشید شعله‌ای است که در آسمان گرفت

تنها ره سعادت
شهادت طلبی است

چگونه مردم انقلاب را از دست نظام نجات دادند؟

پنجشنبه, ۳۰ خرداد ۱۳۹۲، ۱۱:۵۰ ق.ظ

یا

رهایی از امپراطوری دروغ، تحجر و غرور


بسم الله الرحمن الرحیم

واقعیت این است که سناریوهای مختلف را که در نظر می گیریم بهترین سناریوی ممکن همین اتفاقی بود که اکنون افتاد. یعنی انتخاب حسن روحانی به ریاست جمهوری با این میزان از آراء.

اضلاع مختلفی در این انتخابات شرکت داشتند. اصولگرایان که قالیباف نماینده شان بود بر کوهی از دروغ های ساخته و پرداخته رسانه های بیت المال بالا آمده بودند و عملاً طی دو سال گذشته با تصور حذف هاشمی از معادلات سیاسی کشور سعی کردند به حذف تنها رقیب باقی مانده یعنی احمدی نژاد به هر طریقی دست بزنند و در این راه از هیچ نامردی دریغ نورزیدند. علاوه بر نثار تهمت های بسیار سنگین و فراوان در سطح رسانه ای دست به جلوگیری از فعالیت دولت توسط بازوهای موجود در مجلس و قوه قضائیه و دیگر نهادها زدند و یک ائتلاف سنگین را علیه دولت شکل دادند. سرمایه گذاری وسیعی جهت بی آبرو کردن دولت شکل دادند. افرادی که تا پیش از سال 84 گمان می بردند هرگز رأی نمی آورند (مطابق اظهار نظر صریح شخصیت های راست آن موقع) امروز با توهم رأی آوری یک چیز توهمی به نام گفتمان اصولگرایی وارد انتخابات شدند. اگر خدای ناکرده این گروه با این روش الیگارشیک و سلطنت طلبانه شان رأی می آوردند امپراطوری سناریوسازی و دروغ گویی در کشور شکل می گرفت. بدعت بسیار خطرناکی که اصل انقلاب را تهدید می کرد. البته مردمی که به آقای قالیباف رأی دادند و برخی از حزب اللهی ها که برای حفظ جایگاه ولایت فقیه به ایشان رأی دادند از این اتهامات دورند. بحث جریانی است که می خواست بالا بیاید. (نوشته سجاد صفار در این باره جالب است +) این افراد به زودی بر سر سهم شان از کابینه شروع به بحث با رئیس جمهور جدید خواهند کرد و در حالی که تا دیروز به زور احمدی نژاد را از دایره انقلاب بیرون می کردند امروز سعی دارند روحانی را داخل دایره معرفی کنند! این قدر هم بی عرضه هستند که به محض این که فهمیدند رقیب قدر است سعی کردند حذفش کنند +.

گروه دومی که در این انتخابات شرکت داشتند گروه های مختلفی بودند که پشت سعید جلیلی جمع شدند. این گروه - ضمن احترامی که برای نیت های خیرشان قائل هستم - متأسفانه در حال تبدیل کردن کشور به امپراطوری تحجر بودند. حکومتی که در آن ولایت فقیه یک عنصر خشن و غیرقابل تعامل معرفی می شود که کوچک ترین تخطی از اوامر آن مساوی با ارتداد است. حکومتی که رئیس جمهور آن تنها و تنها کارگزار حلقه به گوش بالاسری اش است و عملاً حکومت کوتوله هاست. باید بگویم خیلی زود دوره تفکرات افراد برجسته ای مثل آیت الله مصباح و حجت الاسلام پناهیان درباره ولایت فقیه تمام شده است و امیدوار هستیم این بزرگواران ارائه نو و جدیدی از ولایت فقیه به جامعه بدهند در غیر این صورت این تفکر هرگز رأی نخواهد آورد. این درست است که ولایت فقیه فقط مال بالاشهری ها نیست ولی فقط مال پائین شهری ها هم نیست (+). از سوی دیگر این گروه نشان دادند که بسیاری از اصول گفتمان انقلاب را - علی رغم این که مدعی اش بودند - حمل نمی کنند و حتی دچار فراموشی نسبت به بیست سال گفتمان سازی خودشان شدند. مثلاً‌ دشمن شناسی درستی نداشتند. علیه جریان انحرافی سخنرانی کردند ولی یادشان رفت رئیس باند قدرت و ثروت و اشرافیت در مملکت را مورد عنایت قرار بدهند (در این مسیر گول رسانه های گروه اول را خوردند). یادشان رفت که اشرافیت علاوه بر اشرافیت سیاسی و مادی اشرافیت مذهبی است. نفهمیدند که مردم از تمام این اشرافیت ها بیزارند. حتی اگر یک حزب اللهی بخواهد خودش را بالاتر از مردم ببیند مردم فراری می شوند. شاید یادشان رفت که باید روشن کنیم ما حزب اللهی ها طبقه نیستیم بلکه نوکر مردمیم. امید مستضعفان جهان را به احمدی نژاد ندیدند و سعی نکردند حفظش کنند. امروز هم متأسفانه بعضاً تنها برای اثبات خودشان احمدی نژاد را می کوبند و عامل بی عرضگی هایشان معرفی اش می کنند.

این دو گروه متأسفانه خودشان را به عنوان تنها افراد درون دایره نظام معرفی می کردند و عملاً دست رهبری هم برای اصلاح مستقیم شان بسته بود که مردم با این کار عملاً‌ راه را برای این اصلاح درونی نظام - که تنها راه تداوم انقلاب است - برای رهبری باز کردند. (یادداشت حاج جواد آقای درویش در این باره شایسته توجه است +)

اما اگر مشایی تأیید صلاحیت می شد چه اتفاقی می افتاد؟ او احتمالاً با توجه به هوش بالای خودش و احمدی نژاد می توانست صحنه درستی از کشور ارائه بدهد و همان طور که پیش بینی کرده بود دزدگیر مدل 92 با تعداد بالایی رأی می آورد ولی ایراد کار آنجا بود که به نظر می رسد دولت در این صورت خود را حاکم مطلق العنان تمامی امور کشور دانسته و مهار کردن آن بسیار دشوار می شد. خیرخواهی امت حزب الله نادیده گرفته شده و عملاً در یک تقابل غیر اصیل احمدی نژاد در برابر حزب اللهی ها پیروز می شد. تقابلی که در آن صورت تا ابد ادامه پیدا می کرد و به خطرناک تر شدن هر دو طرف می انجامید. در حالی که امروز زمزمه شناخت درست احمدی نژاد به خوبی در میان امت حزب الله به گوش می رسد. از سوی دیگر دروغ های ساخته و پرداخته مدعیان مبنی بر ضدیت دولت با ولایت فقیه جای ادامه پیدا کردن می یافت و درگیری سختی پیش می آمد. همچنین هرگز انشقاق بوجود آمده در اثر طرح دروغ تقلب در میان مردم از بین نمی رفت و بلکه عمیق تر می شد و صداقت رهبری و نظام اسلامی بر جهانیان اثبات نمی شد (این مورد به نظر بسیار بسیار با اهمیت است). بعلاوه دیگر کشور تحمل اصطکاک سنگین بین نهادهای نظام را نداشت. باید آرامشی حاکم شود تا دوباره انقلابیون خود را پیدا کنند و بدبینی های بی مورد از بین برود که ان شاء الله اتفاق خواهد افتاد. (مطلب ویژه نامه اخیراً خمیر شده روزنامه ایران درک مترقی از ولایت فقیه را در دولت نشان می دهد +)

امروز اما حسن روحانی پیروز انتخابات شد. پیش بینی تنها کسی که درست از آب درآمد پیش بینی احمدی نژاد بود. او دو سال است که می گوید کلاهی از نمد زدن دولت برای اصولگرایان ساخته نمی شود و اصولگرایان عرضه تقابل ندارند و نهایتاً هاشمی برنده انتخابات آتی خواهد بود. هاشمی هم بعد از هشت سال باخت دیگر غرور سال های سازندگی را ندارد. با رأی ضعیف شب انتخاباتی اش خوب می داند که ماندن در قدرت بسیار کار مشکلی است. همچنین - ضمن احترام به تمام رأی دهندگان به آقای روحانی - رأی شکننده ایشان نتوانست گفتمان قوی ای را شکل بدهد که خدای ناکرده زمینه سوء استفاده را بالا ببرد. علاوه بر این حافظه تاریخی ما متأسفانه تنها و تنها با روی کار آمدن هاشمی امکان بازگشت داشت. حافظه تاریخی که نشان ما بدهد عاقبت دنیاگرایی نه تنها سازش با باندهای مفسد که سازش با امریکاست و به زودی مردم خواهند توانست صحنه را درست تشخیص بدهند. به زودی تهی بودن این مدعیان برنامه و اقتصاد از راهکار عملی روشن خواهد شد و خواهیم دید که حرفی جز سازش ندارند و زمزمه نمی گذارند نمی گذارندشان بلند خواهد شد. حرفی که برای ماندن در قدرت از همکنون مشغول سر دادنش شده اند +. البته باید به مردم و رئیس جمهور جدید فرصت داد که حتماً خواهیم داد.

نهایتاً‌ باز هم به نظر می رسد که خدای متعال همان طور که با آمدن خاتمی دست انقلاب را گرفت و راه را برای آمدن انقلابی های واقعی باز کرد امروز هم چنین اتفاقی افتاده است. الحمد لله علی ما هدینا ...

  • محمد مهدی میرزایی پور

نظرات  (۱۶)

احسنت
سلام بر شما

تحلیل دقیق، خلاصه و جامعی بود. شاید در یک جمله بتوان گفت انتخابات 92 انتخاباتی توهم زدا بود. هم توهم جنبش سبزی ها در مورد عدم صداقت انتخابات جمهوری اسلامی باطل شد هم توهم گروه هایی که خود را مالک و صاحب انقلاب می دانستند و نسبت به وسعت پایگاه اجتماعی خود اغراق می کردند و هر کسی از ایشان منحرف می شد را منحرف از اصل اسلام و انقلاب می نامیدند! و البته انتخابات باعث باطل شدن تفکر آن دسته از کسانی که دولت را منحرف، دیکتاتور و لجوج می دانستند نیز شد چرا که دیدند همین دولت چگونه در برابر رأی شورای نگهبان علی رغم دلخوری تمکین کرد و به نتیجه انتخابات احترام گذاشت و در حرکتی بی سابقه برای انتقال تجربیاتش به نامزد منتخب پیش قدم شد!
اینها از برکات انتخابات 92 برای مردم و نظام بود. انشاءالله که شکرگزار باشیم.
طیب الله انفسکم

این روزها باید بیدارتر باشیم!
سلام

من چند تا مطلب از شما در این یک ماه اخیر خوندم

احساس میکنم هر دفعه یکجور صحبت می کنید ! هر دفعه یک مدل حرف دارید که با دفعه ی پیشتان قابل جمع نیست
بنظرم بجای اینکه دنبال حرف درست باشید ، دنبال حرف سازگار با شرایط و محیط هستید
یعنی هر دفعه که شرایط اجتماعی عوض میشه، انگاری شما نظریه ای خلق میکنید که شرایط موجود رو خوب توصیف کنه ! البته توصیفی که تهش منجر به این بشه که بگیم شما خیلی ولایی و خیلی تحلیل گر هستید

البته شاید تا الان تند حرف زده باشم، ولی این تندگویی مخلص کلاممه و ترجیح دادم به جای اینکه با کنایه سخن بگم، رک و صریح حرف زده باشم

شخصاً حوصله ی نقد خط به خط متن شما رو ندارم، چراکه مثل خیلی از بچه حزب الهی ها احتمالاً حوصله خوندن یا فکر کردن در مورد افرادی مثل من رو ندارید. پس بیخودی وقت خودم مرو صرف طولانی نوشتن نمیکنم

، اما فقط نکته ای سیاسی عرض میکنم. شاید موثر افتاد
در تخریب احمدی نژاد من قبول دارم که شایعه پراکنی رسانه ای حالا احتمال زیاد با مدیریت شخص خاصی پیگیری میشده . و قبول دارم خیلی ها در این بازی سیاسی آگاه یا نا آگاهانه وارد شدند و به تخریب ایشون پرداختند . که بنظرم طیف مهم هم همین حزب الهی ها هستند !!!
اما ایشون خودشهم مشکل داشت !
اصولاً در هیچ جامعه ای آنقدر مردم و حتی نخبگان سیاسی و علمی و فرهنگی آزاداندیش و منصف و عادل و فهیم نیستند که هرکسی رو در حد خودش شلاق بزنند و یا ببخشند و .... ! اطلاعات از طریق خبرگزاری ها آنقدر پمپاژ میشوند که خیلی ها میگند به حد تواتر رسیده !!! عجیبه که اطلاع ندارند که مثلاً 5-6 تا خبرگزاری معروف فقط برای فلان نهاد رسمی کشوره !
حالا ! به هر طریق مردم و خیلی از نخبگان (یا پخمگان) سیاسی خیلی سریع از این فضای رسانه ای اثر میگیرند! و این امری طبیعی است! نمیگم خوبه ! میگم طبیعی است . یعنی هرکی کمی فکر کنه می بینه که این اتفاق بد داره رخ میده

خب در چنین فضایی هوشمندانه رفتار کردن چی میتونه باشه ؟
من بنظرم احمدی نژاد این مسأله رو می فهمید ولی به دلیلی خاص رعایت نمیکرد ! میفهمید که اصرارش بر مشایی سبب دوری مردم ازش میشند. ولی رعایت نمیکرد . خیلی از برچسب هایی که به احمدی نژآد زدند که سبب واکنش علما شد و بعد حزب الهی ها هم به دنبالش واکنش نشون دادند ، بخاطر شخص واحد مشایی بود !
کاری ندارم آدم خوبیه یا بد ! اصلاً فرضاً که خوب و عالی !
خب ، این بابا که میدونست مردم ما از این آدم بدشون میاد ، چرا نگهش داشت؟ چرا رسمی نگهش داشت ؟ اگر قرار بر استفاده از ظرفیت های این شخص بود، خصوصی نمیشد استفاده کرد؟؟؟؟؟ حتماً باید تو چشم مردم باشه و هی همه بهش گیر بدند؟
کاری که احمدی نژاد کرد ، در ظاهر کار خلافی نبوده ! ولی بنظرم در باطن خیلی خلاف بود ! در باطن سبب شد مردم و حزب الهی ها ازش دوری کنند ، رابطه مردم و دولت رو به سردی گذاشت ، علما به این دولت بد و بیراه بگند و .......

برا همین در دادگاه مجازی محاکمه احمدی نژاد هم حزب الهی ها بنظرم مقصرند که ناآگاهانه و مقلدانه تهمت زدند ، هم شخص خود احمدی نژاد که با اصرار یا لجبازی یا دلیل دیگری ، این فرد خاص رو نگه داشت و منشأ ادامه پیدا کردن تهمت ها و جدایی ها و تفرقه ها شد
من فکر نمیکنم با آمدن جلیلی حکومت متحجرین رخ میداد !
ضمناً مطلب قبلی خودتون هم در راستای پیدا شدن حکومت متحجرین بود؟
http://dardnameh.blog.ir/1392/03/07/%D8%B3%D8%B9%DB%8C%D8%AF-%D8%AC%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C-%DB%8C%D8%B9%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%81%D8%B1%D8%B5%D8%AA-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%A8%D9%87


شما که اون موقع مینوشتی ، دو حال براتون فرض داره
1- میدانستید که اینا خیلی متحجرند و باز طرفداری میکردید
2- نمیدانستید

اگر اولی بود که نشونه ی بدخواهی تان برای مردم هست، البته با توجه به اینکه توصیفتان آنقدر شدید است که چنین دولتی اگر شکل میگرفت ، همه بدبخت میشدند

اگر دومی است، باید پرسید در این یک هفته بعد انتخابات چی شده که الان نظرتون 180 درجه عوض شده؟



سخن شما درست, ولی اگر اینها به مردم فرصت دهند که حافظه تاریخیشان زنده شود و تصمیم بگیرند و عمل کنند. یعنی یکسره زیرآب نظام را نزنند.
ظاهرا برنامه هم همین است: حد اقل استحاله نظام, به طوری که از آن جز نامی نماند, و دیگر امکان احیای آن هم نباشد. یعنی پاشیدن همه نیروهایی که میتوانند آن را احیا کنند, و پدید آوردن زمینه ای که دیگر این نیروها نتوانند در آن فعال شوند. یعنی بدست گرفتن همه اهرمهای قدرت, به طوری که پس گرفتن آنها تقریبا محال باشد.
اینها یک بار از احمدی نژاد شکست خوردند, و درس گرفتند. این بار دیگر چنان خواهند کرد که بازگشتی نباشد.
دیدید که چطور اصولگرایان را پراکندند و حزب اللهیها را فریب دادند و کشور را چنان غرق دروغ کردند که به راستی دشوار بود کسی راست را از دروغ باز شناسد؟ حتی فریادهای رهبر هم به جایی نرسید؟
به هوش باشید.

تحجر یعنی چه؟
چرا معتقدید که آقای جلیلی و هوادارانش متحجر بودند؟

خدا وکیلی چقدر وقت برا نوشتن این مطلب بی پایه گذاشته ای؟

قصد توهین ندارم

دقیقا عبارت بی پایه را برای مطلب شما به عمد به کار برده ام

من روشم این نیست که حرف بی ربط و توهین آمیز بزنم اما برای این چیزهائی که نوشته ای دلیلی هم داری یا فکر میکنی هر چی بنویسی عده ای باید وقت نازنینشون رو صرف خواندن و باور کردنش کنند؟ هر چند واقعیت نداشته باشه؟

جنس نوشته هات از جنس حدس و گمان و نظریه پردازیه

لذا باید برای هر کدوم دلیل قابل ارائه ای داشته باشی

اینکه قالیباف یا طرفداراش رو متهم کنی آن هم با آن ادبیات سخیف

یا جلیلی و طرفداراش رو متهم به تحجر و قرائت خاص از ولایت فقیه کنی(که به هیچ وجه عمومیت نداره در بین همه آنها)

اینها از انصراف به دوره

باید بگویم خیلی زود دوره تفکرات افراد برجسته ای مثل آیت الله مصباح و حجت الاسلام پناهیان درباره ولایت فقیه تمام شده است و امیدوار هستیم این بزرگواران ارائه نو و جدیدی از ولایت فقیه به جامعه بدهند در غیر این صورت این تفکر هرگز رأی نخواهد آورد.
******
با سلام خدمت آقای میرزایی پور عزیز
سوال من اینه که آیا نظر شما واقعا اینگونه است که حضرات فوق چون تفکرشان رای نمی آورد باید ارائه ای نو از آن به مردم بدهند؟
به نظرم باید کمی فکر کرد .در ضمن استدلال های دیگرتان در مورد دلایل رای نیاوردن جریان حزب اللهی را هم قبول ندارم باشد تا بعد !
و من الله التوفیق و علیه التکلان
حداقل حسنش این بود که ولایت فقیه را از تبدیل شدن به دیکتاتوری فقیه نجات داد البته اگر باز دورش نزنند
باسلام . تحلیل قابل تاملی بود . استفاده کردیم . نقصش عدم پرداختن به خود دکتر جلیلی بود . نمیدونم یا تصویر درستی از ایشون ندارید یا فکر میکنید جلیلی مساوی پایداریه ! فرایند انتخابات از نتیجه انتخابات مهمتره . لازم نیست همیشه بازی رو به هر قیمتی ببریم . گاهی باخت از صدها برد اثرش بیشتره . منتظر نظرتان در مورد اخرین مطلب وبلاگم هستم .
  • جوالدوز داغ
  • خوبه از نظر شما همه اصولگرایان مقصرند!!!

    قرار نیست هرچی به ذهن آدم می رسه فوری به قلم آدم هم برسه

    کمی تامل هم خوب چیزیه!!!

    شما از سعید جلیلی چی دیدین که اینجوری راجع بهش قضاوت می کنید؟

    با احترام به دکتر قالیباف، اکثر جمع نخبگانی حزب الله به حمایت از جلیلی پرداختند. این نظر شما مثل نظرات خارج نشینان است که به دلیل دوری از مردم و واقعیات جامعه دچار نوعی توهم شده اند...

  • حسین مولوی
  • جالب بود
    www.didareagha.blogfa.com
    سلام لطفا به این آدرس بروید و در صورت امکان اطلاع زسانی کنید
  • مسعود به حمید رضا
  • من هم معتقدم نویسنده منظورش را از آن عبارت درست بیان نکرده است.

    باید می گفتند اساسا تلقی برخی ها از ولایت فقیه همان رابطه ارباب و رعیتی است. این تلقی از اساس غلط است و عدم پذیرش آن توسط مردم طبیعی است. اما تلقی زیبای احمدی نژاد در مورد معنای بلند ولایت که نمونه آن همان رابطه پدر و فرزندی است البته باید به جامعه عرضه شود.


    حتی محمد رضا پهلوی هم می فهمید که باید خود را پدر تاجدار بنامد. اما عده ای ولی فقیه را اساسا خان و فئودال و تیمسار می شناسند!

    وضع مملکتو خیلی سیاه میبینید؛چه در مورد گروه قالیباف,چهحامیان جلیلی و چه در مورد روحانی
    پاسخ:
    فکر می‌کنم دقیقاً چیزی که باعث شد مردم کوفه در برابر معاویه کوتاه بیایند همین بود که فکر می‌کردند علی - علیه السلام - اوضاع را خیلی سیاه می‌بیند.

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی