دردنـــــامه

زین آتش نهفته که در سینه من است، خورشید شعله‌ای است که در آسمان گرفت

دردنـــــامه

زین آتش نهفته که در سینه من است، خورشید شعله‌ای است که در آسمان گرفت

تنها ره سعادت
شهادت طلبی است

تبریک؛ منتظر طلیعه‌ی دیگر روشن انقلاب باشید

شنبه, ۲۵ خرداد ۱۳۹۲، ۱۱:۰۲ ق.ظ
بسم الله الرحمن الرحیم

وَتِلْکَ الْأَیَّامُ نُدَاوِلُهَا بَیْنَ النَّاسِ وَلِیَعْلَمَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَیَتَّخِذَ مِنکُمْ شُهَدَاءَ ۗ وَاللَّهُ لَا یُحِبُّ الظَّالِمِینَ (140 آل عمران)

من به سهم خودم این پیروزی را خدمت طرفداران آقای روحانی تبریک عرض می‌کنم. فکر می‌کنم با شمارش آراء شهرهای بزرگ آراء وی بیشتر هم بشود.

در این بار چند نکته دارم:

اولاً این باید درسی باشد برای همه ما که به رأی مردم احترام بگذاریم. آن‌هایی که این کار را در سال 88 نکردند فکر می‌کنم موقعش است به خاطر تهمتی که زدند نزد خدای متعال عذر تقصیر ببرند. امروز دیگر همه مطمئن هستد که نظام اسلامی امانت‌دار رأی مردم است. اتفاقاً‌ تقلب کردن امروز بسیار آسان‌تر از سال 88 بود چون فاصله آراء بسیار کم‌تر بود (برای رفتن به دور دوم).

مسأله دوم مسأله جایگاه آزادی انتخاب و آزادی بیان در کشورمان است. علی رغم تمام ادعاهای نبود آزادی و ... در کشور بحمدالله جمهوری اسلامی خلاف کشورهای توتالیتری مثل امریکا و تقریباً تمام کشورهای غربی - که هرگز اجازه شرکت جدی یک نامزد مثلاً واگرا و اسلام‌گرا را نمی‌دهند - اجازه شرکت نامزدهای غرب‌گرا را در انتخابات ریاست جمهوری‌اش می‌دهد. این موضوع نه فقط امروز که سال 88 نیز تکرار شد و ادعای عدم وجود آزادی و عدم امکان انتخاب برای مردم واقعاً به نظر صحیح نیست و این باز نشان دهنده برتری جمهوری اسلامی است.

ثالثاً می‌دانم که سیاسیون ما استاد مصادره سیاسی آراء هستند و به زودی از رأی‌آوری این نامزد به اصطلاح معتدل برداشت‌های رادیکال صورت می‌گیرد ولی اولاً ایشان رأی‌شان کمی بیش از نصف است و خود این یعنی عدم رادیکال بودن فضا. ثانیاً اگر واقع‌بین باشیم این رأی بیش از آن‌که سیاسی باشد عمدتاً اقتصادی بود. مردم ما افراد آرمان‌گرا و تندی هستند. به راحتی می‌گویند برای این که وضع تغییر کند چرا باید به کسی مثل قالیباف رأی بدهیم؟! به روحانی رأی می‌دهیم که در انتهای طیف قرار دارد و کارهای امثال قالیباف را - به عقیده من به درستی - ظاهرسازی می‌دانند. در عین حال شعار خود آقای روحانی اعتدال بود و اگر طرح می‌شد که او در برابر نظام قرار دارد مطمئناً آراء او ریزش شدیدی می‌کرد. در عین حال اصلاح‌طلبان یک بار در زمان اصلاحات نتیجه تندروی را مشاهده کردند و با حذف توسط مردم مواجه شدند. امیدوارم این بار چنین رویه‌ای را پیش نگیرند که پشت این نهضت به خون شهدا گرم است.

رابعاً اگر بخواهم تحلیل خودم را از نتیجه ارائه بدهم این است که از مدت‌ها پیش از انتخابات می‌گفتم که آن چیزی که واقعاً سرنوشت انتخابات را تعیین می‌کند حق و حقیقت است نه رأی مستقیم مردم. مجموعه‌ی مردم را خدای متعال طوری هدایت می‌کند که حق به حق‌دار برسد و نهایتاً سیر انقلاب به پیش می‌رود. روزی که آقای خاتمی رأی آورد بعضی خیال می‌کردند که اسلام تمام شد ولی دیدیم که نخیر اتفاقاً سر منشأ رویش بزرگی در نهایت شد. اشرافیتی که آن سال‌ها توسط راستی‌ها - به نمایندگی ناطق زوری! - شکل گرفته بود مردم را بر آن داشت که به گزینه حداکثری مخالف او رأی بدهند. امروز هم اشرافی شکل گرفتند که سعی کردند به هر طریقی شده خود را به اسم اصولگرایی به قدرت برسانند. اشرافی که از هیچ ظلمی در حق احمدی‌نژاد کوتاهی نکردند. شاید تمام حق با احمدی‌نژاد نبود ولی او وعده داده بود که شما هرگز عرضه و توان ایستادن در برابر هاشمی را ندارید. علی القاعده رسانه‌های بی‌منطق اصولگرایان شکست خود را به گردن احمدی‌نژاد خواهند انداخت و خواهند گفت که او با عملکرد ضعیفش باعث شکست شد این در حالی است که آن‌ها گوی سبقت را در خرد کردن و له کردن احمدی‌نژاد از اصلاح‌طلبان ربوده بودند و تا همین دیروز خودشان شبیه‌ترین نامزد به احمدی‌نژاد را روحانی معرفی می‌کردند! فیلم‌های انتخاباتی حسن روحانی در مقایسه با دیگر نامزدها و اظهارات‌شان گواه دیگری بر این ادعاست. این موضوع جدای از این است که اساساً اجازه کار کردن از احمدی‌نژاد توسط مجلس و دیگر ارگان‌ها سلب شده بود. علی ای‌حال ظلمی که توسط رسانه‌های بیت‌المال شد دامن کل نظام را گرفت. آن‌ها دریافته بودند که احمدی نژاد هرگز سهمی از قدرت را به زبان‌درازها و گردن‌کلفت‌ها نخواهد داد و این سر منشأ دشمنی شده بود.

خامساً نتیجه این انتخابات را بسیار خوب می‌دانم و این را سرمنشأ رویش بزرگی در بدنه حزب‌الله و در مسیر جهانی نهضت امام خمینی می‌پندارم. به زودی رویش‌های بزرگی سر خواهند زد و گروه‌های قوی و خودساخته‌ای بروز پیدا خواهند کرد که در برابر تندباد حوادث مقاوم‌تر از گذشته هستند. ما در این هشت سال باجناق‌های سیاسی حزب‌الله و باند اصولگرایی را شناختیم و مطمئناً این شناخت به شکل‌گیری هسته‌های خالص مقاومت - که زمینه را به صورت حقیق برای پیش‌برد انقلاب و برای ظهور حضرتش فراهم می‌کنند - کمک بزرگی خواهد کرد. این تودهنی به اصولگرایان ان‌شاءالله به حذف‌شان منجر خواهد شد. خیلی سعی کردند با انتشار گسترده نظرسازی‌های ساختگی فضا را عوض کنند ولی با این کار آن خرده اعتماد را هم از بین بردند. البته منکر این نیستم که در میان اصولگرایی افرادی با نیت خیر هستند و باید قدرشان را دانست و از آن فضا بیرون‌شان آورد ولی کلیت مسأله بسیار رقت‌بار است!

سادساً عقیده‌ام این است که ما باید هر چه بیشتر علیه انشقاق اجتماعی فعالیت کنیم. ما در سال 88 اگر حرکتی کردیم که به کدورت اجتماعی منجر شد باید مراقبت کنیم این بار - مگر در موارد ضرورت - مرتکب چنین اقدامی نشویم. واقعاً مردم ما بی‌طمع به روحانی و افراد دیگر حاضر در صحنه رأی دادند. همگی صادقانه و آرمان‌گرایانه به فردای بهتر می‌اندیشند. حزب‌الله مثل همیشه نوکر تمام مردم است و به شدت از اشرافیت مادی و سیاسی و مذهبی - بخواهد اسمش مرجع تقلید باشد یا اصولگرا یا هر چیز دیگر - دوری می‌کند. اشراف ریش‌داری که بر منابع کشور در هزارتوی باند و مافیا بازی‌شان مسلط شده‌اند و رقم زننده مشکلات اصلی اقتصادی کشور هستند. درست این است که همه این رویه را پیگیری کنند. اگر چه فکر می‌کنم به زودی همه خواهند فهمید که با آمدن آقای روحانی خطر باند قدرت و ثروت بیش از هر زمان دیگری کشور را تهدید می‌کند - خطری که اصولگرایان از اساس منکر وجود آن می‌شدند! یا شاید دست به همکاری با آن زده بودند! - ولی به زودی مردم ما با تجربه‌ای افزون‌تر در برابر آن متحد خواهند شد ان‌شاءالله.

  • محمد مهدی میرزایی پور

نظرات  (۱)

  • سعید قبادی
  • سلام علیکم
    آماده ی تبادل لینک هستیم
    یا علی

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی