دردنـــــامه

زین آتش نهفته که در سینه من است، خورشید شعله‌ای است که در آسمان گرفت

دردنـــــامه

زین آتش نهفته که در سینه من است، خورشید شعله‌ای است که در آسمان گرفت

تنها ره سعادت
شهادت طلبی است

وقتی یک تکنوکرات بخواهد برای یک نامزد ستاد بزند ...

چهارشنبه, ۸ خرداد ۱۳۹۲، ۰۸:۳۵ ق.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم


وقتی یک تکنوکرات بخواهد برای یک نامزد انتخابات ریاست جمهوری ستاد انتخاباتی تأسیس کند خیلی کارهای جالبی می کند که شاید مردم از دور اصلاً خبر نداشته باشند. بله این فقط نامزدهای انتخابات نیستند که می توانند تکنوکرات باشند بلکه ستادهایشان هم ممکن است تکنوکرات باشند.

این دوست تکنوکرات ما وقتی می رود ستاد بزند به طور کلی به مقوله ای به نام تشکیلات خیلی اهمیت می دهد. در چنان ستادی تشکیلات عملاً تنها راه گسترده کردن تبلیغ کنندگان برای کاندیدای مورد نظر است. مهم ترین شعار ستاد تأسیس شده توسط این دوست ما «رأی من فلانی» است. بیشتر تلاش می کند عکس نامزد خودش را جاهای مختلف به نمایش بگذارد و به اصطلاح غربی ها Brand سازی کند و به مردم بقبولاند که نامزد مورد نظرش آدم مهم و مطرح و با کلاسی است.

برای این دوست ما داشتن شاخه بانوان و شاخه جوانان و شاخه دانشجویان و هنرمندان و شبکه شهرستانی خیلی مهم تر از زنده کردن نام و یاد امام و شهدا و مستضعفین و انقلاب اسلامی و هر آرمان دیگری است. معمولاً به این فکر نمی کنند که تبلیغات برای نامزد مورد نظر باید جوششی باشد و برای همین مجبور هستند یکی یکی با سر خط های احتمالی تماس بگیرند تا یک کششی ایجاد شود. معمولاً توانایی شکل دادن یک حرکت آرمان خواهانه را ندارند طوری که خود افراد طرفدار آن نامزد در اقصی نقاط کشور دست به کار شوند و به خاطر خط و ربط و گفتمان خوبی که آن نامزد دارد خودشان تلاش کنند و فعالیت هایی را شکل بدهند. دلیلش هم این است که بیشتر به جای این که به آرمان ها و حرف های نامزد مورد نظرشان بچسبند و آن را ترویج کنند به تشکیلات و رأی آوری شخص نامزد فکر می کنند. به همین دلیل به اساتید جبهه انقلاب اعتقاد کافی ندارند و تلاشی نمی کنند افق های جدیدی را برای انقلاب بوسیله آنان در انتخابات ترسیم کنند. شاید چهره های معروف تلویزیونی اهمیت بیشتری داشته باشند تا چند تا استاد ریش دار تندرو!

نتیجه اش این است که در حالت های حاد کار ستاد بدون پرداخت پول نقد به آن به اصطلاح سرشاخه ها جلو نمی رود. خیلی از اوقات همین سرآغاز سوء استفاده از بیت المال را فراهم می کند.

یک دلیل محوریت تشکیلات به جای گفتمان وجود رئیس بازی در این ستادهای تکنوکراتی است. یعنی فرد سعی می کند به جای آوردن هم سنگر و هم جبهه به درون ستاد برای خودش زیر مجموعه و زیر شاخه درست کند. افرادی هم که معمولاً داخل این ستادها می شوند خیلی احساس نیاز می کنند که این ستاد یک ارتباط رسمی با نامزد مورد نظر و جایگاه تعریف شده نزد وی داشته باشد. لغت ستاد مردمی چندان چیز تعریف شده ای نیست. یعنی همان ستادهایی که مستقلاً و بدون چشم داشت و یا حتی خبردار شدن نامزد مورد نظر فعالیت شان را برای تغییر دادن فضا و گفتمان انتخابات انجام می دهند و به صورت موجی فراگیر از هر شهر و روستا و مسجدی سر در می آورند. نتیجه اش این می شود که وقتی یک نفر ادعا می کند که خیلی وقت است تشکیلاتش را در استان ها راه اندازی کرده فکر می کنند عجب قدرت بزرگی در آن فرد وجود دارد و چقدر باید به او احترام گذاشت و از او حساب برد!

معمولاً امثال این دوست ما چندان به هوش بالای مردم واقف نیستند و نمی دانند حقیقتاً چه چیزی دل مردم را بدست می آورد چون علقه های دینی مردم برای شان چندان مهم یا قابل درک نیست. برای همین معمولاً باعث کم شدن رأی نامزد مورد نظرشان هستند تا رأی آوری آنان.

  • محمد مهدی میرزایی پور

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی